سال ۲۰۲۴ برای علاقهمندان به ژانر اکشن، سالی پربار و هیجانانگیز بود. این سال با تمرکز بر استفاده از جلوههای ویژه واقعگرایانه، داستانهای پیچیدهتر و گسترش شخصیتپردازی عمیقتر، تحولی در این ژانر ایجاد کرد. یکی از روندهای جذاب این سال، بازگشت به تمهای کلاسیک مانند انتقام، عدالت و اخلاقیات، همراه با معرفی قهرمانانی چندلایه و پیچیدهتر بود. برای مثال، فیلمهایی مانند “گلادیاتور ۲” و “Kingdom of the Planet of the Apes” از جلوههای ویژه خیرهکننده و تمهای اخلاقی عمیق بهره بردند تا تجربهای تأثیرگذار برای مخاطبان رقم بزنند. فیلمهای اکشن این سال همچنین از تکنولوژیهای جدید فیلمسازی بهره برده و تجربهای متفاوت برای مخاطبان رقم زدند. در این مقاله به بررسی ۱۰ فیلم برتر اکشن این سال میپرد
زنبوردار (The Beekeeper)
این فیلم به کارگردانی دیوید آیر و با بازی جیسون استاتهام در نقش اصلی، یکی از مهیجترین آثار سال ۲۰۲۴ بود. داستان حول محور مستر کلی میچرخد که عضو سازمان مخفی و بسیار مرموزی به نام “زنبورداران” است. این سازمان به صورت غیررسمی و مستقل در برقراری عدالت در برابر تهدیدهای سایبری فعالیت میکند.
شخصیت مستر کلی با ویژگیهایی همچون هوش بالا، مهارتهای رزمی پیشرفته و حس شدید عدالتخواهی تصویر شده است که باعث میشود او یک قهرمان واقعی اما در سایه باشد. داستان حول محور مستر کلی میچرخد که عضو یک سازمان مخفی به نام “زنبورداران” است. پس از مرگ دوست نزدیکش به دلیل کلاهبرداری سایبری، کلی تصمیم میگیرد عدالت را به سبک خودش برقرار کند.
صحنههای مبارزه این فیلم، به ویژه تعقیب و گریزهای نفسگیر و نبردهای تن به تن، به شدت مورد تحسین قرار گرفت. یکی از صحنههای برجسته، تعقیب و گریزی در خیابانهای شلوغ لندن است که با حرکات خارقالعاده رانندگی و بدلکاریهای نفسگیر همراه است. واکنش شخصیت مستر کلی به پیچیدگیهای این تعقیب و استفاده هوشمندانه از مسیرهای غیرمعمول، مانند رانندگی از میان پیادهروها و پرش از روی موانع، جذابیت صحنه را دوچندان میکند.
طراحی بدلکاریها نیز با دقت و مهارت بالا انجام شده و حس واقعگرایی را به تماشاگر منتقل میکند. در صحنهای دیگر، مستر کلی در یک انبار متروکه به تنهایی با گروهی از دشمنان مسلح مبارزه میکند و مهارتهای رزمی فوقالعاده خود را به نمایش میگذارد. همچنین تم عدالتخواهی شخصی، حس همذاتپنداری مخاطب را برمیانگیزد.
ددپول ۳ (Deadpool 3)
بازگشت رایان رینولدز به نقش ددپول با استقبال گرم طرفداران مواجه شد. این فیلم که توسط شاون لوی کارگردانی شده، طنز و اکشن را به بهترین شکل ممکن ترکیب کرده است. داستان این قسمت شامل سفر در زمان، همکاری غیرمنتظره ددپول و ولورین (با بازی هیو جکمن) و تلاش آنها برای نجات دنیا است.
تهدید اصلی فیلم یک ویلن مرموز با توانایی تغییر تاریخ است که قصد دارد خطوط زمانی را به نفع خود بازنویسی کند. این ویلن، با دستکاری در وقایع گذشته، نظم جهانی را تهدید میکند. ددپول و ولورین مجبور میشوند اختلافات خود را کنار بگذارند و با تکیه بر مهارتهای منحصر به فردشان، این دشمن خطرناک را متوقف کنند. ددپول با استفاده از یک دستگاه خاص، به گذشته سفر میکند تا جلوی تهدیدی جهانی را بگیرد که میتواند تمامی واقعیتها را نابود کند.
در این مسیر، او به طور تصادفی با ولورین روبهرو میشود و این دو مجبور میشوند برای متوقف کردن دشمنی قدرتمند، علیرغم تفاوتهای شخصیتی و سبک مبارزهشان، با یکدیگر همکاری کنند. صحنههای مبارزه هیجانانگیز و طنزهای خاص شخصیت ددپول جذابیت این فیلم را دوچندان کرده است. دیالوگهای هوشمندانه و شوخیهای خاص این فیلم، همراه با صحنههای مبارزه هیجانانگیز، تجربهای فراموشنشدنی را برای تماشاگران رقم زده است.
گلادیاتور ۲ (Gladiator 2)
ریدلی اسکات پس از دو دهه دنبالهای بر فیلم افسانهای خود ساخته است. داستان این قسمت درباره لوسیوس، پسر لوسیلا و خواهرزاده کومودوس، است که اکنون بزرگ شده و با میراث ماکسیموس مواجه است. فضای حماسی فیلم، جلوههای ویژه بینظیر و موسیقی متن تاثیرگذار هانس زیمر، این اثر را به یکی از بهترین فیلمهای اکشن سال تبدیل کرده است.
یکی از صحنههای برجسته فیلم، نبرد پایانی در کولوسئوم است که با هماهنگی بینظیر جلوههای ویژه و موسیقی اوج میگیرد. صدای طبلها و سازهای زهی در لحظات حساس نبرد، احساسات را به اوج میرساند و حس حماسه و تنش را در میان تماشاگران تقویت میکند. جلوههای ویژه با نمایش دقیق هر ضربه و برخورد، تماشاگران را در میانه این مبارزه نفسگیر قرار میدهد. این ترکیب بینظیر از صدا و تصویر، این نبرد را به یکی از فراموشنشدنیترین لحظات فیلم تبدیل کرده است.
صدای طبلها و سازهای زهی که توسط هانس زیمر تنظیم شده، هیجان و احساسات تماشاگران را به اوج میرساند و تجربهای فراموشنشدنی ایجاد میکند. نبردهای گلادیاتوری و تمهای اخلاقی درباره قدرت، انتقام و فداکاری، از نکات برجسته این فیلم هستند.
وزارت جنگ ناجوانمردانه (The Ministry of Ungentlemanly Warfare)
این فیلم به کارگردانی گای ریچی، یکی از هیجانانگیزترین آثار اکشن سال ۲۰۲۴ است. داستان فیلم بر اساس وقایع واقعی جنگ جهانی دوم روایت میشود و به گروهی از مأموران مخفی بریتانیایی میپردازد که به فرمان وینستون چرچیل و ایان فلمینگ (خالق جیمز باند) برای انجام مأموریتهای غیرمتعارف و پشت خطوط دشمن تشکیل شدهاند.
فیلم با بازیگران برجستهای چون هنری کاویل و ایزا گونزالس، ترکیبی از درام تاریخی و اکشن نفسگیر را ارائه میدهد. یکی از صحنههای بهیادماندنی فیلم، عملیات نفوذ به پایگاه آلمانیها است که با ترکیب بینظیر برنامهریزیهای استراتژیک و اکشن بیوقفه، تماشاگر را درگیر میکند. شخصیتپردازی دقیق و روایت پرجزئیات فیلم، به خوبی نشان میدهد که چگونه این تیم غیررسمی توانستند روشهای سنتی جنگ را متحول کنند.
این اثر، با استفاده از جلوههای ویژه چشمگیر و کارگردانی استادانه، تجربهای بینظیر از دوران جنگ جهانی دوم ارائه میدهد. همچنین، تمهای اخلاقی و تضادهای شخصیتی میان اعضای تیم، لایههای عمیقی به داستان اضافه کرده و فیلم را به یکی از بهترین آثار اکشن سال تبدیل کرده است.
مد مکس: فوریوسا (Mad Max: Furiosa)
جرج میلر بار دیگر با داستانی از دنیای پساآخرالزمانی مد مکس بازگشته است. این پیشدرآمد به زندگی فوریوسا (با بازی آنیا تیلور-جوی) میپردازد و نشان میدهد که چگونه او به رهبر نترس دنیای بیابانی تبدیل شد.
داستان فیلم نشان میدهد که فوریوسا از یک جنگجوی جوان و بیتجربه به یک رهبر شجاع تبدیل میشود، زمانی که باید گروهی از بازماندگان را از دست یک سازمان ظالم نجات دهد. او با تکیه بر مهارتهای مبارزه و تواناییهای استراتژیک خود، اعتماد اعضای گروه را جلب کرده و در برابر تهدیدهای مختلف از جمله کمبود منابع و دشمنان بیرحم، مقاومت میکند.
این سفر پرچالش نه تنها مهارتهای رزمی او را به تصویر میکشد، بلکه رشد شخصیتی او را نیز به نمایش میگذارد. یکی از چالشهای کلیدی او، مقابله با یک گروه مزدور بود که منابع حیاتی منطقه را تحت کنترل داشتند و از ساکنان برای حفظ قدرت خود سوءاستفاده میکردند.
در صحنهای دیگر، فوریوسا مجبور میشود با طبیعت خشن بیابان و کمبود آب و غذا دستوپنجه نرم کند، که نه تنها شجاعت او را به نمایش میگذارد بلکه حس همدلی او با مردمش را نیز تقویت میکند. جلوههای ویژه حیرتانگیز، طراحی تولید بینقص و اکشنهای مداوم و پرتنش، این فیلم را به یکی از تحسینشدهترین آثار سال تبدیل کرده است.
پسران بد ۴ (Bad Boys 4)
ویل اسمیت و مارتین لارنس بار دیگر در نقشهای کارآگاه مایک لوری و مارکوس برنت بازگشتهاند. این فیلم به کارگردانی عادل العربی و بلال فلاح، ماجراجوییهای تازه این دو کارآگاه را نشان میدهد که با ترکیب طنز و صحنههای اکشن، توانسته نظر مثبت منتقدان و مخاطبان را جلب کند.
یکی از صحنههای جذاب فیلم، تعقیب و گریز در خیابانهای میامی است که با شوخیهای طنزآمیز بین شخصیتها و اکشن هیجانانگیز همراه است. در این میان، تعامل مایک و مارکوس با نسل جدید پلیسها، که با فناوریهای پیشرفته و رویکردهای متفاوت کار میکنند، جذابیت خاصی به داستان بخشیده است.
این نسل جوان اغلب رویکردهای سنتی مایک و مارکوس را به چالش میکشند و لحظات طنزآمیز و گاهی احساسی را ایجاد میکنند. علاوه بر این، چالشهای شخصی مایک و مارکوس، مانند مسائل خانوادگی و تردیدهایی درباره ادامه کار پلیسی، به عمق داستان افزوده است و روابط دوستانه آنها نیز بخش احساسی فیلم را تقویت کرده است.
مرد سادهلوح (The Fall Guy)
این فیلم که بازسازیای از سریال کلاسیک دهه ۸۰ است، داستان بدلکاری به نام کول (با بازی رایان گاسلینگ) را روایت میکند که ناخواسته درگیر یک توطئه خطرناک میشود. کارگردانی دیوید لیچ و حضور بازیگرانی همچون امیلی بلانت، به فیلم جذابیت ویژهای بخشیده است. ترکیب کمدی و اکشن، همراه با صحنههای بدلکاری بینظیر، از نقاط قوت این اثر هستند. برای مثال، در صحنهای نفسگیر، کول در حالی که از یک برج بلند سقوط میکند، با استفاده از مهارتهای بدلکاری خود و یک چتر نجات، توانست از مرگ حتمی فرار کند.
همچنین، لحظهای که او در حال فرار از یک تعقیب خطرناک است و از مسیرهای غیرمنتظرهای مانند یک بازار شلوغ عبور میکند، نمونهای دیگر از ترکیب کمدی و اکشن در فیلم است که تماشاگران را به وجد میآورد.
پادشاهی سیاره میمون ها (Kingdom of the Planet of the Apes)
این فیلم به کارگردانی وس بال، چهارمین قسمت از مجموعه محبوب “سیاره میمونها” است و داستان آن سالها پس از وقایع فیلم قبلی رخ میدهد. پس از تثبیت قدرت میمونها و نابودی بیشتر تمدن انسانی، نسل جدیدی از میمونهای هوشمند تلاش میکنند تا جامعهای پیچیدهتر و مبتنی بر همکاری بسازند. در این قسمت، تهدیدات انسانی با ظهور گروهی از بازماندگان که به دنبال بازپسگیری زمین هستند، افزایش مییابد. یکی از صحنههای کلیدی، نبرد در یک پل غرقشده است که در آن میمونها با استفاده از تواناییهای تاکتیکی و اتحاد، در برابر تکنولوژی پیشرفته انسانی ایستادگی میکنند. داستان فیلم علاوه بر اکشن حماسی، به بررسی مفاهیمی همچون رهبری، اتحاد و اخلاقیات در دنیای جدید میپردازد. جلوههای ویژه بینقص، موسیقی متن تاثیرگذار، و بازیگری قدرتمند، این فیلم را به یکی از تاثیرگذارترین آثار سال تبدیل کرده است.این فیلم به کارگردانی وس بال، چهارمین قسمت از مجموعه محبوب “سیاره میمونها” است و داستان آن سالها پس از وقایع فیلم قبلی رخ میدهد. پس از تثبیت قدرت میمونها و نابودی بیشتر تمدن انسانی، نسل جدیدی از میمونهای هوشمند تلاش میکنند تا جامعهای پیچیدهتر و مبتنی بر همکاری بسازند. در این قسمت، تهدیدات انسانی با ظهور گروهی از بازماندگان که به دنبال بازپسگیری زمین هستند، افزایش مییابد. یکی از صحنههای کلیدی، نبرد در یک پل غرقشده است که در آن میمونها با استفاده از تواناییهای تاکتیکی و اتحاد، در برابر تکنولوژی پیشرفته انسانی ایستادگی میکنند. داستان فیلم علاوه بر اکشن حماسی، به بررسی مفاهیمی همچون رهبری، اتحاد و اخلاقیات در دنیای جدید میپردازد. جلوههای ویژه بینقص، موسیقی متن تاثیرگذار، و بازیگری قدرتمند، این فیلم را به یکی از تاثیرگذارترین آثار سال تبدیل کرده است.
ریبل ریج (Rebel Ridge)
به کارگردانی جرمی سونیه، این فیلم داستان سربازی سابق (آرون پیر) را روایت میکند که در برابر فساد سیستماتیک و بیعدالتی ایستادگی میکند. ریبل ریج ترکیبی از درام اجتماعی و اکشن است که با داستانی جذاب و صحنههای مبارزه هیجانانگیز، توجه مخاطبان را جلب کرده است. پیامهای اخلاقی فیلم درباره عدالت و مقاومت، آن را به اثری قابلتوجه تبدیل کرده است.
برای مثال، صحنهای که شخصیت اصلی در برابر یک افسر فاسد ایستادگی میکند و با استفاده از مدارک مستند، فساد او را فاش میسازد، یکی از لحظات برجسته فیلم است. همچنین، در لحظهای دیگر، شخصیت اصلی جان خود را به خطر میاندازد تا یک خانواده بیگناه را از وضعیت بحرانی نجات دهد، که این صحنه به خوبی حس ایثار و مقاومت را به تصویر میکشد.
شفق جنگجویان: محصور (Twilight of the Warriors: Walled In)
این فیلم هنرهای رزمی که در شهر دیواری کولون اتفاق میافتد، صحنههایی پر از مبارزههای خیرهکننده و حرکات رزمی پیشرفته را به نمایش میگذارد. سبک مبارزات ترکیبی از تکنیکهای ووشو و موای تای است که با حرکات آکروباتیک چشمگیر همراه شده است. یکی از صحنههای بهیادماندنی فیلم، نبرد در یک کوچه تنگ و تاریک است که در آن، جنگجویان با استفاده از محیط اطراف مانند دیوارها و اشیاء در دسترس، حملات خلاقانهای انجام میدهند.
این سبک منحصربهفرد، حس هیجان و تعلیق را در طول فیلم حفظ میکند. داستان درباره گروهی از جنگجویان است که برای بقا و آزادی مبارزه میکنند. این جنگجویان از مهارتهای رزمی بینظیر و استراتژیهای خلاقانه استفاده میکنند تا در برابر دشمنان قدرتمند خود که توسط یک سازمان مستبد کنترل میشوند، ایستادگی کنند.
دشمنان آنها نه تنها از نظر تعداد بلکه از نظر فناوریهای پیشرفته نیز برتری دارند، و این نبرد را به یک مبارزه نابرابر اما جذاب تبدیل میکند. کارگردانی دقیق و طراحی مبارزات حرفهای، این اثر را به یکی از بهترین فیلمهای اکشن سال تبدیل کرده است.